ققنوس از خاكستر بر می خيزد قسمت هفتم-مهدی بابامحمودی ملاقات ژنرالها با تامكت
-1140x1000w.jpg)
F-14 ها علاوه بر ايجاد پوشش هوايي بر فراز خليج فارس، به پشتيباني فانتومهاي فعال در خط مقدم نيز ميپرداختند. در پاييز 1361 كه نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران در منطقه بين «عين خوش» و «موسيان» عمليات «محرم» را آغاز كرده بود، تامكتها پشتيباني وسيعي از فانتومهاي پايگاه سوم شكاري همدان كردند. در اين عمليات، نيروي زميني كشورمان با وارد آوردن خسارات و تلفات سنگين به دشمن، ارتش بعث را تا پشت مرزهاي بينالمللي عقب راندند.
شرايط
آنقدر براي نيروهاي عراقي پيچيده و وخيم شده بود كه بالاترين مقامات نظامي
ارتش عراق شخصا تصميم به حضور در خط مقدم گرفتند؛ سرلشكر «ماهر عبدالرشيد»
فرمانده سپاه سوم و سپهبد «عبدالجابر محسن» سخنگوي نيروي زميني ارتش بعث از
جمله كساني بودند كه براي مشاهده وضعيت خطوط مقدم، پا به ميدان نبرد
گذاشتند. آنها از اينكه نيروي زميني ارتش ايران بلايي مشابه صدمات وارد
كرده در بهار همان سال كه 2 لشكر پياده تا بن دندان مسلحشان را كاملا
منهدم و همه تجهيزاتشان را به غنيمت خود درآوردند سرشان بياورد، به شدت
دچار ترس و وحشت شده بودند.
در صبح روز 29 آبان 1361، هر دو ژنرال سوار
بر يك فروند بالگرد ميل Mi-8 (هيپ) مسلح شده، به هدايت سروان خلبان «موسي»
به سمت خط مقدم حركت كردند. اين بالگرد كه توسط 2 فروند ميل Mi-8 و يك
فروند ميل Mi-25 (هايند) پشتيباني ميشد، از بالا نيز به وسيله 4 فروند ميگ
MiG-21 و 4 فروند ميگ MiG-23 (كه در ادامه با كمبود سوخت مواجه شدند و
توسط جنگندههاي ديگر تعويض گرديدند)، پشتيباني هوايي از آن صورت گرفت.
در همين زمان، حوالي ساعت 10:40 صبح، يك فروند KC-135 به همراه 2 فروند
F-14 تامكت در ارتفاع 40،000 پا و در فاصله 8 كيلومتري از مرز عراق، منتظر 2
فروند فانتوم F-4E بودند كه قرار بود پس از سوختگيري عازم هدفي در عمق خاك
عراق شوند. يك فروند از تامكتها كه با آرايش تعقيب ـ رديابي پرواز
ميكردند، بهطور مداوم فضاي اطراف مرز را كنترل ميكرد. 5 دقيقه بعد،
نخستين فانتوم به سوخترسان متصل شد. در همين زمان رادار AWG-9 رهبر دسته
چندين هدف را رديابي كرد كه با سرعت پايين و در ارتفاع پست در حال پيشروي
به سمت تانكر بودند؛ البته اين اهداف در برد موشك فينيكس بودند. رهبر دسته
با توجه به اينكه سوخترسان به هيچوجه نميبايست بدون محافظ رها ميشد، به
شماره 2 دستور همراهي گروه را داد و با شيرجهاي رهسپار هدف شد. بلافاصله 2
موشك AIM-54 به سمت اهداف فرستاده شد و 10 ثانيه بعد، 2 موشك AIM-7E نيز
دشمن را آماج حملات خود قرار دادند. ثانيههايي بعد، با محو شدن 2 هدف از
صفحه رادار مشخص شد كه موشكها بر اهداف خود اصابت كردهاند. بالگردها كه در
ارتفاع پايين در حال حركت بودند، كاملا بيخبر از حضور تامكت در صحنه به
مسير خود ادامه دادند. سروان موسي كه بو برده بود انگار اتفاقي در حال وقوع
است با فرياد خلبان Mi-8هاي پشتيبان كه حدود 2 كيلومتر جلوتر در حال حركت
بودند مواجه شد و در حالي كه لاشه آتش گرفته و در حال سقوط جنگندهها را
ديده بود به خود آمد. اين خلبان همچنين به موسي هشدار داد كه با شدت هرچه
تمامتر به سمت راست گردش كند وگرنه تكههاي جنگندههاي ساقط شده به وي
برخورد خواهند كرد.
ثانيههايي بعد، خلبانان ميگ نيز اعلام وضع اضطراري
نمودند. آنها نميدانستند كه دوستانشان چرا و چگونه به طرز وحشتناكي در
آسمان متلاشي شدند اما اين را ميدانستند كه فرماندهان ارشد حتما بايد به
سرعت منطقه را ترك كنند. موسي نيز با 180 درجه گردش راه بازگشت را پيش گرفت
و سفر ژنرالهاي عراقي به خط مقدم پيش از شروع توسط تامكت در منطقه خفه
شد.
با به زير كشيدن 1 فروند MiG-21 و 2 فروند MiG-23 در كمتر از يك
دقيقه، تامكت شماره 1 به سمت سوخترسان تغيير مسير داد. وي فانتومها را از
وجود ميگهاي عراقي در منطقه آگاه كرد اما رادار AWG-9 تامكت شماره 1 هرگز
بالگردهاي Mi-8 كه از لابهلاي تپهها راه فرار پيش گرفته بودند را پيدا
نكرد.
فرسايش
برخي
منابع رسمي غربي معتقدند نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بين 26 دي
تا 29 بهمن 1361 نزديك به 80 فروند جنگنده عراقي را ساقط كرده كه 26 فروند
آن به نام تامكت ثبت شده است.
كمكم مشخص شد كه اين رشته سر دراز دارد و
با طولاني شدن جنگ، درگيريها در حال تبديل شدن به يك نبرد فرسايشي است. به
دنبال آن، فرماندهي وقت نيروي هوايي به تمامي واحدها دستور اكيد داد در
حين انجام عمليات، دقت فوقالعادهاي داشته باشند. در نتيجه، طراحان عمليات
در نيروي هوايي با اتخاذ راهبردي جديد، با به كارگيري پدافند هوايي و
جنگندههاي رهگير، به ايجاد «قتلگاه»هايي براي هواپيماهاي عراقي پرداختند.
اين تاكتيك كه از جزييات آن اطلاعي در دسترس نيست شامل استفاده از
جنگندههاي F-4 و F-14 براي كشاندن جنگندههاي عراقي به تيررس پدافند زميني
بود. براي نمونه در روز 26 دي 3 جنگنده عراقي كه به احتمال زياد J-6
(نمونه چيني ميگ MiG-19) بودند با اين تاكتيك جديد مورد اصابت قرار گرفته و
منهدم شدند. در ادامه، يك فروند ميراژ و ميگ MiG-23 در 1 بهمن، يك فروند
Su-20 در 7 بهمن و يك فروند ميگ MiG-23 در 9 بهمن با گرفتار شدن در دام
راهبرد جديد نيروي هوايي ايران به هزيمت رفتند. در عين محدوديتهايي كه
نيروي هوايي ايران با آن مواجه بود، شدت عملياتها به سمت اهداف استراتژيك
دشمن مانند گذشته ادامه يافت كه البته عراق نيز با تمام قدرت چنين هدفي را
دنبال ميكرد. نيروي هوايي عراق كه به تازگي به 200 فروند هواپيماي جديد از
چين و شوروي تجهيز شده بود با اينحال نتوانست از تلفات بالاي اين
جنگندههاي جديد در مقابله با نيروي هوايي ايران جلوگيري كند. حتي ميگ
MiG-25هاي ارتقاءيافته و مجهز به الكترونيك پرواز و سامانههاي پادكار
الكترونيك جديد نشان دادند كه در مقابل تامكتهاي ايراني به شدت
آسيبپذيرند.
در روز 15 مرداد 1362، 2 فروند ميگ MiG-25PD براي غافلگير
كردن دفاع هوايي تبريز از آسمان تركيه استفاده كردند. غافل از اينكه
چشمان تيزبين يك فروند F-14 كه از پايگاه يكم شكاري به هوا برخاسته و مشغول
گشتزني در آن حوالي بود، لحظه به لحظه نظارهگر حركات آنهاست. خلبان تامكت
مزبور كه براي پنهان ماندن از ديد متجاوزان، رادار AWG-9 خود را در حالت
آماده به كار قرار داده بود در موعد مقرر آن را فعال كرده و موشك فينيكس
خود را روانه ميگهايي كه با دست خود و با سرعت، وارد محدوده آتش موشك
ميشدند كرد. همانند سابق، خلبان عراقي فاكسبت با احساس خطر به سرعت دست
به كار شد. هر 2 جنگنده به شدت دور زده و به سرعت خود افزودند اما از آنجا
كه بيشينه سرعت 4800 كيلومتر بر ساعت موشك از بيشينه سرعت فاكسبت بهطور
قابل ملاحظهاي بيشتر است، فينيكس خود را به ميگها رسانده و در فاصله
بسيار نزديك از آن 2 منفجر ميشود. موتورها و قسمت دم جنگنده هدف به شدت
آسيب ميبيند اما هنوز قابل پرواز است. خلبان ديگر ميگ، جان خويش را مقدم
بر همه چيز دانسته و دوست خود را تنها ميگذارد و از مهلكه ميگريزد.
كمي دورتر از اين مهلكه، 2 فروند F-5E مجهز به بمبهاي ناپالم و موشكهاي
AIM-9، از طريق كوهستانهاي شمال عراق به سمت هدفي در حال پرواز بودند.
ناگهان رهبر دسته متوجه عبور يك فروند ميگ MiG-25 از روبهروي خود ميشود
كه در ارتفاع پايين و با سرعت بالا پرواز ميكرد. بلافاصله تمام بمبها و
تانكهاي سوخت خارجي را رها ميكند و با فشار دسته گاز و روشن كردن پسسوز
به سمت ميگ زخمي حركت ميكند. با رسيدن به پشت سر هدف، خلبان F-5 هر 2 موشك
سايدوايندر خود را شليك ميكند. موشكها در ميانه راه بودند كه خلبان عراقي
از وجود آنها مطلع ميشود و صد البته خيلي دير شده بود. هر 2 موشك به هدف
برخورد ميكند و خلبان خروج اضطراري مينمايد كه توسط نيروهاي عراقي نجات
پيدا ميكند. اين پنجمين فاكسبتي بود كه توسط جنگندههاي نيروي هوايي
ايران به زير كشيده شد و به دنبال اين واقعه، ورود فاكسبت به فضاي ايران
به حالت تعليق درآمد.
برتري تامكت
در
صبح روز 7 اسفند 1362، يك فروند F-14A براي شكار يك دسته بزرگ از
جنگندههاي ميگ MiG-23BN دامي گسترد. رهبر دسته به وسيله يك تيرموشك فينيكس
منهدم شده و تامكت در درگيري تن به تن 2 فروند ميگ ديگر را به وسيله
موشكهاي سايدوايندر از بين ميبرد. اين درگيري هشدار بزرگي بود براي
عراقيها كه در صورت فرستادن تعداد بيشتري جنگنده چه بلايي سر آنها خواهد
آمد. يكي از خلبانان توضيح ميدهد: «F-14 آنچنان رعب و وحشتي در دل دشمن
كاشته بود كه هرگاه آسمان ايران از وجودش خالي ميشد، جنگندههاي عراقي
همچون پرندههاي داخل هور دسته جمعي به آسمان ايران ميآمدند. هر وقت تامكت
در اطراف خارك يا تهران حضور نداشت، عراقيها بلافاصله بر فراز اين مناطق
به پرواز در ميآمدند و بمباران ميكردند، برعكس اگر جايي حضور داشت،
جنگندههاي دشمن پيش از انجام عمليات بمبهاي خود را فرو ريخته و فرار
ميكردند.»
ارزش واقعي F-14 روز به روز بر رهبران جنگ ايران آشكارتر
ميشد. در همين زمان، مقامات ارشد نظامي و دولتي عراقي اعلام كردند كه
جزيره خارك را به عنوان منطقهاي ويژه در نظر گرفته و انهدام جزيره و
نفتكشهاي آن را در اولويت قرار دادهاند. اما واقعيت اين بود كه آنها
ابزار اين كار را نداشتند و فقط ميخواستند شركتهاي نفتي را از خريد نفت
ايران از طريق اين پايانه راهبردي باز دارند. البته دشمن در اين راه از هيچ
كوششي فروگذار نكرد. آنها براي انهدام نفتكشهايي كه به خارك تردد
ميكردند بالگردهاي سوپرفريلون و جنگندههاي سوپراتندارد را كه هر دو مجهز
به موشكهاي ضدكشتي «اگزوسه» AM39 بودند را بهطور گسترده وارد خدمت كردند.
در حالي كه اين هواگردها داراي نقاط ضعف عملياتي بودند ولي عراقيها به
همراه رسانههاي غربي درباره موفقيتهاي به دست آمده توسط اگزوسه اغراق
فراواني كردند.
براي نمونه در 11 اسفند 1362، نيروي هوايي عراق ادعا
كرد كه 6 كشتي را به وسيله اگزوسه در خليج فارس غرق نموده. در ساعت 9 صبح
همان روز، F-14هاي گردان 82 يك فروند سوخوي Su-22M را در يك درگيري در
نزديكي اسكلههاي «الاميه» و «البكر» در جنوب شبهجزيره «فاو» سرنگون
كردند. با توجه به وقوع اين درگيري، ميتوان نتيجه گرفت كه جنگندههاي
عراقي هرگز جرات نزديكي به كشتيهاي تجاري در حدفاصل بين بندر امام (ره) تا
بندر بوشهر را با توجه به حضور دايم تامكت نداشتند. در تلاش بعدي، نيروي
هوايي عراق در روز 4 فروردين دستكم 4 فروند بمبافكن را براي بمباران خارك
به پرواز درآورد.
قدرت F-14 كه با احتياط بيش از حد عراقيها در
درگيري با آن كاملا روشن شده بود با اقدام نيروي هوايي عربستان سعودي شدت
بيشتري به خود گرفت. عربستانيها گزارشهاي متعدد دولت عراق مبني بر انهدام
وسيع نفتكشهاي ايران به وسيله موشك اگزوسه و تلفات بالاي وارد شده به
نيروي هوايي ايران را باور نكردند. اين اتفاق مصادف شد با ساقط شدن يك
فروندبمبافكن توپولف Tu-22B عربستان به وسيله F-14 بر فراز جزيره مجنون در
روز پنجم فروردين ماه. تير خلاس بر پيكر نيروي هوايي عربستان وقتي زده شد
كه 2 فروند Tu-22B نيز در روز 17 فروردين بر فراز خليج هميشه فارس به وسيله
موشك فينيكس سرنگون شده كه به دنبال آن نيروي هوايي عربستان به جنگندههاي
خود دستور داد از مناطقي كه F-14 در آن پرواز ميكند دور شوند.
فعاليت
تامكتهاي پايگاه هشتم شكاري در اين دوره واقعا خستگيناپذير و مداوم بود.
از اواخر بهار 1362 تا تابستان 1363 تعداد نوبت پروازهاي تامكت از ابتداي
جنگ تا آن زمان نيز بيشتر بود! تلاشهاي پرسنل فني، خلبانان و استاد خلبانان
(براي آموزش) در روز 4 مرداد 1363 به ثمر نشست و نخستين شكار سوپراتندارد
به وسيله موشك فينيكس به دست آمد. اگرچه عراقيها ادعا كردند كه توانستند
هواپيماي مزبور را با وجود صدمات بسيار به سلامت فرود بياورند. پس از اين
واقعه، نيروي هوايي عراق عملياتهاي ضدكشتي خود را تا 2 هفته به حالت تعليق
درآورد.
سوپراتنداردها پرواز خود را در روز 16 مرداد دوباره از سر
گرفتند كه بلافاصله در همين روز يك فروند از همين نوع هواپيماهاي متجاوز به
وسيله يك فروند F-14 در حالي كه 2 تيرموشك اگزوسه را شليك كرده بود به زير
كشيده شد. اگرچه نيروي هوايي ايران ادعاي ساقط كردن 3 فروند سوپراتندارد
را دارد (يك فروند هم به وسيله F-14 در روز 13 فروردين). فرانسويها
ميگويند كه عراق از 5 فروند سوپراتنداردي كه اجاره كرده بود 4 فروند را در
سال 1364 برگردانده است. درباره صحت و سقم ادعاهاي طرفين هيچ مدركي در دست
نيست.
لازم به ذكر است 5 فروند سوپراتنداردي كه به عراق اجاره داده شد
قبلا به صورت اجارهاي در خدمت نيروي دريايي فرانسه بودند. براساس قرارداد
بين داسوبرگه و نيروي دريايي فرانسه طي مدت اجاره، نيروي دريايي براي هر
فروند مبلغ 140 ميليون فرانك فرانسه را به شركت مزبور پرداخت. شركت متعهد
شده بود در صورتي كه تلفات عراق بيش از 2 فروند باشد، حتي اگر خط توليد
بسته شده باشد نسبت به جبران تلفات اقدام كرده هواپيما بسازد. مشخص نيست
آيا داسو مجبور به اجراي تعهد خود شده است يا نه!؟ در روز 20 مرداد 1363،
راديو سراسري عراق اعلام كرد كه 3 فروند تامكت در بندر بوشهر طي يك نبرد
هوايي سرنگون شده است. با توجه به اينكه F-14هاي نيروي هوايي هرگز بيش از 2
فروند با هم پرواز نميكردند، كالبدشكافي اين ادعا مشخص كرد كه آنها
براساس گزارش منابع رسمي ايران مبني بر سقوط يك فروند F-14 در آن منطقه در
همان روز دچار چنين دروغگويي شدهاند. اين تامكت به هدايت سرهنگ خلبان
«هاشم آلآقا» و سرگرد خلبان «ابوالفضل ظرافتي» و به گفته عراقيها توسط
موشك سوپرا 530 شليك شده توسط يك فروند ميراژ F-1 ساقط شده بود. بررسيها
نشان داد كه در آن ماموريت رادار AWG-9 آلآقا روشن بوده و هيچ هواپيماي
متجاوزي به وي نزديك نشده است و ناگهان ارتباط رادار و برج با هواپيماي وي
قطع ميشود.
سالها پس از پايان جنگ و طي يك عمليات اكتشاف نفت در
نزديكي جزيره خارك، تامكت گم شده در عمق آبهاي نيلگون خليج فارس در حالي
پيدا شد كه خلبانان آن در درون كابين به دام افتاده و فرصت خروج پيدا نكرده
بودند. در گزارشهاي بعدي آمد كه تامكت آلآقا در حالي كه مشغول پشتيباني
نفتكشها بود توسط موشكهاي سام عراقي مورد اصابت قرار گرفته در حالي كه
موشكهاي سام داراي چنين بردي نيستند.
وزارت دفاع امريكا ادعا ميكند كه
لاشه قطعات F-14 در طي جنگ به دست شوروري رسيده است. اين ادعاي
امريكاييها را سپهبد «السامرايي» رييس سابق سازمان اطلاعات ارتش عراق
تاييد كرد. وي گفت اين قطعات كه شامل يك موشك فينيكس به شدت آسيب ديده نيز
بود در پايگاه هوايي «التقدم» بر روي يك فروند هواپيماي باربري شوروي
بارگيري شد.
البته در حين نبرد، تامكتهايي نيز دچار آسيب شدند. به غير
از تامكتي كه در مهر 1359 وارد لاشه يك فروند ميگ MiG-21 منفجر شده در
آسمان شد و آسيب ديد و F-14 ديگري كه در حين درگيري تن به تن با 2 فروند
ميگ MiG-23 دچار خساراتي شد، سانحه سوم كه در سال 1361 به وقوع پيوست نيز
با نشاندن پرنده زخمي به آشيانه خاتمه يافت. جنگنده از ناحيه شكم مورد
اصابت رگبار گلولههاي جنگنده دشمن قرار گرفته بود و حتي يك گلوله نيز وارد
كابين شده بود، از بقيه جزئيات ماجرا اطلاعي در دست نيست.
نبرد بيپايان بر فراز خليج فارس
بيشترين
روزهاي سال 1364 براي F-14هاي نيروي هوايي روزهاي دفاع از جزيره خارك و
نگهباني از نفتكشها بود. عراقيها سال جديد ميلادي را با شكار چند نفتكش
آغاز كرده بودند ولي تامكتهاي پايگاه هشتم بلافاصله با ريختن پر و بال يك
فروند ميراژ F1EQ-5 در روز 24 دي، به اين سرمستي بعثيها خاتمه دادند.
اينگونه از جنگنده ميراژ F1 با تجهيز به رادار Agave به قابليت شليك موشك
اگزوسه دست پيدا كرده بود.
در روز 6 فروردين و پس از هفتهها جولان
جنگندههاي عراقي در منطقه، تامكتهاي گردان 82 شكاري نخستين تهاجم وسيع
جنگندههاي دشمن بعثي را در شمال خليج فارس به مصيبتي بزرگ براي اين نيرو
تبديل كردند. در اين درگيري 3 فروند ميراژ در مدت دو دقيقه راهي دريا شدند!
پس از اين فاجعه، سر و كله عراقيها به بهانه اينكه «منتظر محموله بعدي
موشكهاي اگزوسه از فرانسه هستيم» تا 3 هفته ديگر پيدا نشد. حتي وقتي كه
عراق به ظاهر موشكها را تحويل گرفت، نيروي هوايي اين كشور در طول
فروردينماه تنها يك عمليات هوايي ضدكشتي انجام داد.
در اوايل تابستان
1364، خلبانان عراقي، شوروي و آلمان شرقي فاكسبتهاي رژيم بعث در يك كار
مشترك و براي دوري از تهديدي به نام «تامكت» به تبادل نظر و همفكري
پرداختند. به دنبال اين همفكري، تلفات فاكسبتها در مردادماه تقريبا به
صفر رسيد كه اين امر نشاندهنده تعامل نسبتا خوب خلبانان مزبور در تبادل
تجربيات عملياتي با يكديگر بود؛ آنها وقتي كه F-14 را به هر صورت كشف
ميكردند فرار كرده! يا راهي را در پيش ميگرفتند كه بدون مزاحمت هدف خود
را بمباران كنند. در اين سمت ميدان جنگ نيز خلبانان ما به دنبال شيوه جديدي
براي به زير كشيدن اين متجاوز بلندپرواز بودند. خلبانان تامكت براي اينكه
عيش خصم را در كامش زهر كنند و نگذارند يكهتازي آنها حتي يك ماه كامل هم
به طول بينجامد، در روز 29 مرداد پوزه يك فروند از 4 فروند ميگ MiG-25RB كه
آمده بودند سري به خارك بزنند را به خاك ماليدند. متاسفانه تا اوايل
زمستان اين آخرين پيروزي تامكت بود. كمبود قطعات يدكي كمكم اثر مزمن خود
را بر پيكر ناوگان تامكت گذاشت. يكي از خلبانان در اين باره توضيح ميدهد:
«تا شهريور 1364 تنها 30 الي 32 فروند F-14 عملياتي باقي مانده بود و فقط
نيمي از اين آمار داراي رادار AWG-9 سالم بودند. ذخيره موشكهاي فينيكس هم
در حال اتمام بود. برخلاف ادعاهاي رسانههاي غربي، نيروي هوايي هيچ موشك
فينيكسي از پس از انقلاب تحويل نگرفته بود. آخرين محموله 24 تيري از اين
موشك در آبان 1357 تحويل نيروي هوايي شده بود و 24 موشك بعدي كه آماده
بارگيري بودند با دخالت دولت ايالات متحده همانجا ماندگار شدند. 11 تير
فينيكس هم هنوز در خط توليد كارخانه «هيوز» قرار داشتند كه طبيعتا آنها نيز
به سرنوشت موشكهاي قبلي دچار شدند. پس نتيجه ميگيريم كه هيچ موشك فينيكسي
پس از انقلاب وارد ايران نشد.»
از طرفي، با شروع سال 1365، تاريخ مصرف
تعداد زيادي از موجودي موشكهاي AIM-54 فينيكس تمام شد و چند تاي باقيمانده
نيز به سرعت به پايان عمر خود نزديك ميشدند. براساس دستورالعمل نگهداري
فينيكس، اگر اين موشك در محفظه نگهداري خود به صورت دست نخورده و در شرايط
صحيح نگهداري شود، تنها هر 3 سال يك بار نياز به بازرسي و در صورت نياز
تعمير خواهد داشت. ناگفته نماند در اين مدت شايد عمليات ارتقا و اصلاح نيز
روي آن صورت گيرد. اين بازرسي و تعمير و نگهداريها در طول جنگ با عراق به
چندين علت انجام نميگرفت؛ مهمترين دليل آن، كمبود نفرات فني آموزش ديده و
قطعات يدكي مورد نياز بود. اين كار پس از اتمام جنگ در سال 1370 و هنگامي
كه نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي تمامي موجودي موشكهاي فينيكس خود را
بازرسي نموده و آنها را با استفاده از قطعات يدكي، آماده به كار كرد عملي
شد. خلبانان در ادامه توضيح ميدهند كه: «در سال 1364 ماجراي «ايران گيت»
ما را تا حدودي در حل مشكلات تعمير و نگهداري كمك كرد. در محموله مزبور
1000 نوع قطعه يدكي شامل باتري، فيوز و 200 مجموعه قطعات افزايش طول عمر
موشك (با نام نظامي 1M54ALE) كه واقعا بسيار بيشتر از نياز ما بود وجود
داشت.» گيت 1M54ALE علاوه بر اينكه بر ذخاير موجود فينيكس ما جان تازهاي
بخشيد، از لحاظ عملكرد جنگي نيز ارتقاء قابل توجهي نصيب آنها كرد. از اين
خون تازه ما استفاده زيادي برديم و تعداد زيادي AIM-54 را روانه خط پرواز
كرديم.» نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران هرگز از قابليت درگيري
همزمان F-14 با 6 هدف متحرك ـ با آنكه فرصتهاي فراواني از اين دست پيدا
ميشد ـ استفاده نكرد. يكي از خلبانان در اين باره ميگويد: «من هيچوقت
F-14هاي نيروي هوايي را در حالي كه مسلح به 6 تيرموشك AIM-54 باشد نديدم.
در واقع به جز مواردي كه اسكورت هواپيماي اشخاص رده بالاي مملكتي پيش
ميآمد، به خاطر كمبود موجودي موشك و وزن بالاي آن، به ندرت 4 تيرموشك
فينيكس را روي يك F-14 ميشد ديد.»
در نبردهاي نزديك هوايي كافي بود يك
هواپيماي عراقي را بزنيم تا بقيه بلافاصله فرار را بر قرار ترجيح دهند.
تسليحات معمول كه توسط رهبران دسته مورد استفاده قرار ميگرفت شامل 2
تيرموشك فينيكس، 2 تا 3 تيرموشك اسپارو و 2 تيرموشك سايدوايندر بود در حالي
كه شماره 2 آنها به حمل 6 تيرموشك اسپارو و 2 تيرموشك سايدوايندر بسنده
ميكردند. در چندين ماموريتي كه در سالهاي 63 و 64 انجام شد، تامكتها در
برخي موارد تنها و تنها يك موشك فينيكس حمل ميكردند و ديگر هيچ!
ادامه دارد...